فقر چيست؟

ميخواهم  بگويم ......

فقر  همه جا سر ميكشد .......

فقر ، گرسنگي نيست .....    

فقر ، عرياني  هم  نيست ......

فقر ،  گاهي زير شمش هاي طلا خود را پنهان ميكند .........

فقر ، چيزي را  " نداشتن " است ، ولي  ، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست  .......

فقر ، ذهن ها را مبتلا ميكند .....

فقر ، بشكه هاي نفت را در عربستان ، تا  ته  سر ميكشد .....

فقر  ،  همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......

فقر ،  تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ......

فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند .....

فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود .....

فقر ،  همه جا سر ميكشد ........

                    فقر ، شب را " بي غذا  " سر كردن نيست ..

                  فقر ، روز را  " بي انديشه"   سر كردن است

طبيعت روستاي قميشلو

شاه مار :چشمه اي زيبا در قسمت جنوبي روستا در دامنه کوهي که به همين نام معروف است قرار دارد کوه شاه مار در گذشته نه چندان دور  پوشيده از درختان بنه بوده که البته هنوز آثاري از آن به جاي مانده است ،از خانواده Anacardiaceae نام علمي اين درخت از نام پسته ي فارسي اقتباس شده است(به زبان محلي روستا چالتان قوش و يا چاتلانقوش). گونه هاي مختلف آن در ارتفاعات و كوهستان هاي خشك و نيم خشك استپي مي رويد و در بعضي نقاط اجتماعات يك دست تشكيل مي دهد و گاهي با بادام هاي وحشي همراه است.
بنه درختي است با ارتفاع حداكثر 10 متر با تاجي گرد و بزرگ و تنه اي قطور، ناصاف و تيره رنگ ، برگهاي آن شاخه اي فرد، تخم مرغي شكل ناكشيده و با حاشيه اي كم و بيش مژه دار و گل آذين آن خوشه اي باز است. ميوه آن كوره شكل و معطر ، سطح لغزنده و شفاف به رنگ تيره و به بزرگي يك نخود است پريكارب ميوه هاي بند معطر و دانه هاي درشت آن روغن فراوان دارد ميوه اين درخت در خرداد ماه به صورت غوره ميشود.در سالهاي اخير به همت اداره مربوطه شهرستان دهاقان اقداماتي با کاشت درخت در زير درست چشمه صورت گرفت  و چه بسيار نيک است که مردم روستا همت به خرج داده و هنگام رفت و آمد به اين مکان زيبا از اين درختان کمياب به درستي مواظبت کرده تا آيندگان هم آن را دريابند.در مورد چشمه بايست اين را متذکر شوم که اين چشمه با اين که داراي آب بسيار کم مي باشد اما بسيار گوارا و دلچسب مي باشد که در ايام تعطيل پذيراي ميهمانان مي باشد ،سرچشمه از دامنه کوه و در ارتفاعي حدود ۱۵۰ متر از باغات مي باشد که با پيمودن اين مسافت به استخري که کشاورزان در اين محل ساخته اند مي ريزد البته بيشر مصر ف آب چشمه براي باغات زير دست مي باشد که در عکس زير مشخص مي باشد.

با نظرات خود ما را در ارائه مطالب بهتر ياري کنيد.با سپاس

ادامه نوشته

شيخ بهايي و خدمت به خلق

بهاء الدین محمد عاملی مشهور به شیخ بهایی از دانشمندان بنام عهد شاه عباس صفوی است. وی در سال ۹۵۳ هجری قمری در بعلبک متولد شد. در ۱۳ سالگی همراه پدرش به ایران مهاجرت کرد. وی تألیفاتی به فارسی و عربی دارد که مجموعهٔ آنها به ۸۸ کتاب و رساله بالغ می‌شود. از آثار او می‌توان به کشکول، دیوان غزلیات، جامع عباسی (در فقه)، خلاصةالحساب، تشریح الافلاک و دو مثنوی معروف ” نان و حلوا” و “شیر و شکر” اشاره کرد. وی در سال ۱۰۳۰ هجری قمری در اصفهان دار فانی را وداع گفت. جنازهٔ او را به مشهد انتقال دادند و در مسجد گوهرشاد دفن کردند. روحش شاد

شعر " خدمت "به خلق يکي از شعر زيباي آن دانشمند بزرگ مي باشد:

همه روز روزه بودن،‌ همه شب نماز کردن          همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن

ز مدینه تا به کعبه، سر و پا برهنه رفتن              دو لب از برای لبیک، به وظیفه باز کردن

به مساجد و معابر، همه اعتکاف جستن             ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن

شب جمعه‌ها نخفتن،‌ به خدای راز گفتن             ز وجود بی نیازش، طلب نیاز کردن

به خدا که هیچ کس را، ثمر آنقدر نباشد               که به روی ناامیدی در بسته باز کردن

سيزده بدر پيشينه اي به قدمت تاريخ

 

يادم مياد تقريبا حدود بيست سال پيش وقتي سيزده بدر ميشد به دليل اينکه اکثر مردم روستا ماشين نداشتند به کوهي کنار روستا مي رفتند که هنوز هم به همين نام معروف است البته کوه هم نيست ولي تپه هم نيست ، در قسمتي از اين کوه چندين سنگ به طور ايستاده بر روي اين کوه قرار داشت که اکثر خانواده ها(مرد و زن ،کودک و بزرگ سال) به همراه سبزه هاشون بر روي اين کوه مي رفتند و وقايع خاصي که در آنجا مي افتاد مانند شادي کردن، شعر خواني و ...  البته اکنون بيشتر اهالي روستا با توجه به اينکه وسيله نقليه دارند به مکانهاي مانند چشمه نيک ،قلعه بدر،تنگ دزدان،چشمه انجير،سنجتي،فرهاد بيگي،شاهمار و چشمه هاي و مزارع اطراف روستا مي روند و ديگر از کوه سيزده بدر خبري نيست .البته من سن زيادي ندارم شايد هم ولايتي هاي مسن تر بتونند مطالب بيشتري در اختيارمون بزارند تا آيندگان بيشتر با اين گونه جشنها که در قديم داخل روستا اتفاق مي افتاده آشنا شوند.

روز وصل دوستداران ،ياد باد
ياد باد آن روزگاران، ياد باد

  اکنون وظيفه خود ديدم که تاريخچه و آداب اين جشن زيباي باستاني را بياورم .

سيزده بدر سنتي قديمي است که با نوروز پيوندي ناگسستني دارد و با آن عجين شده است و با مطالعه تاريخ ايران معلوم مي شود که اين روز قدمتي ديرينه دارد. يک استاد تاريخ در اين زمينه اظهار داشت: برپايي جشنها و آيينهاي ويژه روز سيزدهم نوروز ريشه باستاني، تاريخي دارد و نقطه اوج ايام نوروزي است.

دکتر محمد بورقاني خاطرنشان کرد: در اين روز خانواده‌ها در دامن دشتها و بوستانها به شکل عيني به کودکان خود درس "انس با طبيعت" را مي‌آموزند تا همه با هم اين ثروت ارزشمند را قدر نهند و ارج گذارند.

بورقاني افزود: مردم ايران در دوره‌هاي مختلف تاريخي، نوروز را جشن آفرينش و آغاز هستي و زايش مي‌دانستند و پايان آن را روز 13 فروردين مي‌پنداشتند.

وي  اظهار داشت: مردم روز سيزدهم را سرآغاز زندگي بهشتي پندار مي‌کردند و براي جلوگيري از فروپاشي جهان و پايداري آن جشن برپا مي کردند.

بورقاني يادآور شد: مردم سيزدهم هر ماه را " تير روز" ناميده و آن روز طلب باران از ايزد آب يا" آناهيتا" عنوان مي‌کردند.

وي افزود: مردم در روز سيزدهم فروردين سبزه‌هايي را که در ابتداي‌ نوروز کاشته بودند به دل طبيعت باز مي‌گردانند و از اين رو در سيزدهم فروردين طبيعت را احترام مي‌گذاشتند.

اين استاد تاريخ ادامه داد: روز سيزدهم فروردين همچنين براي ايرانيان روز پيروزي الهه آب بر ديو خشکسالي بود و به همين جهت براي اين پيروزي کارناوالهاي شادي راه انداخته و به پايکوبي و سرور و جشن مني پرداختند که هنوز اين آيين در هندوستان وجود دارد.

بورقاني متذکر شد: سيزده بدر يک جشن رزتشتي بوده و از عصر زرتشت در نوروز ايرانيان به عنوان يک جشن بزرگ قلمداد مي‌شده و همه خود را موظف مي کردند که آن روز را در دامن سبز و پاک طبيعت بگذرانند.

وي گفت:  امروزه در سيزدهمين روز فروردين ، دشتها و بوستانهاي شهري ، کوه و دشت، ييلاقات و اماکن تفريحي که به نوعي باسبزي سبزه،روشنايي آب و آبي آسمان پيوندي دارد مملو از مردماني است که آمده‌اند تا سيزده نوروز خود را با اين زيبايي‌ها بگذرانند.

اين استاد تاريخ خاطر نشان کرد: سيزدهم فروردين ماه روز انس با طبيعت، آييني سنتي در پيوند با طبيعت و زيباييهاي بهار است و از ديرباز مردم ايران اين روز را خارج از خانه و در دامن سبز و پاک طبيعت سپري مي‌کنند.

بورقاني يادآورشد: کارشناسان و صاحبنظران تاکنون به صراحت و قاطعيت ذکري از نحس بودن عدد سيزده نوروز به بيان نياورده و  بالعکس قريب به اتفاق آنان روز سيزده نوروز را بسيار مسعود و فرخنده دانسته‌اند.

رسوماتي که در اين روز انجام مي شود عبارتند از :محل مناسب برای اطراق کردن،ناهار روز سیزده،گشت و گذار و شادي،سبزه گره زدن براي رفع حاجات و انجام بازي هاي دسته جمعي مانند الک  دولک ،بازي هاي توپي و......

  

روزگارتان خوش باد

ايستا مرموزترين روستاي ايران

روستای ایستا واقع در شهرستان طالقان شاید مرموزترین روستای ایران باشد، روستایی در خاك البرز كه مردمانش در زمان توقف كرده اند.

به گزارش مهر‏، سكوت حكمفرماست و كسی كاری به كار كسی ندارد. در كوچه ها اثری از رد پای تكه آهنهایی كه در شهر "خودرو" نامیده می شود نیست. مردمانی كه چون تابلو نقاشی زندگی و آداب و رسوم گذشته را در عصر ارتباطات یدك می كشند.

نه تنها شبها پای تلویزیون نمی نشینند كه به شب نشینی هم اعتقادی ندارند. عروسی و عزا ندارند و مراسمی چون جشن تولد، سالگرد ازدواج و... برای آنان معنا و مفهومی ندارد.

مهمان نواز هستند به شرطی كه احدی از زنان قصد ورود به روستای آنان را نداشته باشد. همانطور كه تا كنون كسی از دنیای بیرون زنان آنان را ندیده است. متمول هستند و از طریق فروش زمینهای پدریشان در تبریز روزگار می گذرانند.

شناسنامه ندارند و جزو آمار جمعیت ایران به حساب نمی آیند. هیچگونه خدمات دولتی را دریافت نمی كنند.

جایی كه هرگونه امكانات دنیای جدید را نمی پذیرند

اینجا ایستا است؛ مرموزترین روستای ایران! جایی كه هیچگونه امكانات دنیای جدید را نمی پذیرند و بدون آب لوله كشی، گاز، برق، درمانگاه، ماشین آلات، وسایل ارتباطی و ... زندگی می كنند.

گروهی از پیروان میرزا صادق مجتهد تبریزی، فقیه مشهور دوره مشروطه كه با الهام از آرای تجددستیز او چنین زندگی را در زمانه تسلط مدرنیته سامان داده‌اند.

میرزا صادق مجتهد تبریزی از فقهایی بود كه در هر دو حیطه نظر و عمل، بسیار بر طرد مطلق اندیشه تجدد و دستاور‌هایش تاكید می‌كرد و تا پایان عمر بر عدم جواز استفاده از ابزار تكنولوژیك و امور جدید و مدرن فتوا می‌داد.

اهالی روستای ایستا واقع در شرق طالقان اوقات شرعی نماز را با شاخصه‌های خود استخراج كرده و آغاز و پایان ماه مبارك رمضان را نیز با رویت خویش تعیین می‌كنند، به رویای صادقانه معتقدند، آنان به شدت منتظر ظهور امام مهدی ‌(عج) هستند.

فرزندان آن بعد از رسیدن به سن تكلیف مختارند كه با آنان زندگی كنند یا به شهر تبریز بازگردند، هیچگونه فعالیت‌ سیاسی و اجتماعی نداشته و باورهای خود را تبلیغ نمی‌كنند.

اهالی روستای ایستا شناسنامه ندارند

اهالی روستای ایستا شناسنامه ندارند و از امكانات رفاهی جدید مانند آب لوله كشی، گاز، برق، تلفن، رادیو و تلویزیون و... استفاده نمی‌كنند.

كودكان آن روستا به سبك سنتی و مكتب خانه‌ای با فراگیری دروسی همانند واجبات و محرمات فقهی، خوشنویسی و اصول عقاید سواددار می‌شوند.

ساعت مچی و دیواری در محل زندگی "اهل توقف" وجود ندارد و سیمان و آهن در معماری خانه‌های آنان به كار نرفته است. آنان به نحو اسرارآمیزی از مردم فاصله می‌گیرند و كمتر كسی را به خانه خود راه می‌دهند.

از هر نوع مظاهر مدرنیته و تكنولوژی دوری می‌كنند و با این عزلت گزینی و انتخاب زندگی رهبانی، هاله‌ای از شایعات و سخنان عجیب را در اطراف خود پراكنده‌اند.

اهالی بومی طالقان كه به درستی نمی‌دانند اینان از كجا آمده‌اند و چه مرام و مسلكی دارند، گاه آنان را اسماعیلی مذهب و زمانی دراویش ترك دنیا گفته قلمداد می‌كنند كه در انتظار ظهور امام مهدی (آخرین پیشوای شیعیان) هستند.